بازی صد شصت و هفتم
مستندی که درباره ندا ساخته شده است می بینم ،لحظه ای هست ،مادر ندا سارافون قشنگی را نشان می دهد که قرار بوده ندا در جشن معافی از سربازی برادرش بپوشد هنوز برچسب ها ی لباس کنده نشده است !
مستندی که درباره ندا ساخته شده است می بینم ،لحظه ای هست ،مادر ندا سارافون قشنگی را نشان می دهد که قرار بوده ندا در جشن معافی از سربازی برادرش بپوشد هنوز برچسب ها ی لباس کنده نشده است !
ساعت ۲ بعد از ظهر توی میدان ۷تیر/جز گرما چیز دیگری رویم اوار می شود ناشناخته ،ته دل ادم خالی می شود،ضعف نابهنگام /یادم می اید فردای انتخابات با هزاران مصیبت می رسم اینجا .توی یکی از کوچه پس کوچه ها بود که برای اولین بار می دوم می دوم صدای اژیر می شنوم و گاز اشک اور می خورم نفسم بند امده،باتوم و جا به جا کیوسک های ۱۱۵ /به بلوار کشاورز که می رسم می زنم زیر گریه /نه برای انتخابات ،نه برای رویایی که نیست شد ،نه برای جوانی که می دیدم دارد ذوب می شود ،برای ترسی که برایم اشکار می شود ترسی حیوانی ،چنگ زدن به همه چیز /همین ترس همین اضطراب همیشگی همرا ه درین یکساله جلوی چشمم زنده می شود /تکه هایی از شاملو به مغزم فشار می اورد /نمی دانم همین که چیزی فسرده است درین سال و نمی سوزد
سردر دانشکده علوم اجتماعی بازنمایی کاملی از وضعیت علوم اجتماعی در ایران است:کپی برداری ناقص وضعیف از یک اصل(سردر دانشگاه تهران)/ابتذال در بومی سازی/تلفیق چندش اور عناصر سنتی و مدرن(فقط به ترکیب اجر سه سانتی سنگ صورتی و کاشی های ابی توجه کنید)/ضعف در روش و اجرا
24 ساعت گذشته را در حال حیرت به سر برم به دلایل زیر:
1-دایی جانم که ادم عجیب و غریی است و سبک زندگی اش با ادم های صدر اسلام در مدینه زیاد تفاوت ندارد در باره مدرنیته حرف زدیم در ضمن بحث به نکته ای اشارت کردند که همه مشکلات در جامعه از انجا شروع شد که بچه ها اتاق دار شدند اتاق دار که شدند در ها قفل کردند و بعد من دیگه از کجا بدانم ان تو چه کار می کنند ؟
هیچ کس مدرنیته تو این مملکت اینقده درک نکرده که دایی جان بی اطلاع از صورت بندی های نظری فهمیده که ذات فردیت را حوزه خصوصی شکل می ده و ذات مدرنیته فردیت است از همین رو تمام همت خود را براین پایه نهاده که از سیاست های دربازهای در خونه اش استفاده کنه و نطفه هر گونه امر مدرنی را از ریشه سقط کنه
2-بعد از مدتها 4 نفری من مامانم و دوتا برادرم ساعت 7 بیدار شدیم و باهم صبحانه خوردیم پت ومت تماشا کردیم !پت و مت می خواستند به باربکیو بسازند با هزاران دردسر کتابی پیدا کردند مطالعه کردند نقشه های دقیق کشیدند اما موقع ساخت سنگ ها گل ها رو هم ریختند تقریبا نمودی از زندگی عملی من بود
3- در شرق مصاحبه ای از جلایی پور چاپ شده بود که حیرتم را کامل کرد ایشان اوضاع اصلاح طلبان روز به روز در حال پیشرفت می دیدند و چنان تحلیلی از طبقه متوسط داده بودند که درین مقال نگنجد